Sunday, June 28, 2009
Hezbollah of Lebanon helping regime kill protesters in Iran

The bearded man pictured above in a green shirt holding a walkie-talkie, patrolling the streets of Tehran is Hezbollah of Lebanon's Hussein Monif Ashmar a leading operational member of the terror group with responsibilities including organizing suicide attacks. His photo was identified by a now exiled former member of Quds force: Amir Farshad Ebrahimi.Further, Alireza Meybodi a leading commentator on exile opposition radio KRSI and Pars TV has reported, protesters have captured, identified and released Arabic speaking suppression members from the following countries: Somalia, Sudan, Oman, Syria, Yemen and Palestinians. Earlier in the upheaval Meybodi had reported the landing of three aircraft originating in Lebanon at Mahshahr Airport with Lebanese and Palestinian militias. He also reported students' eyewitness reports from Babol university, surrounded by armed Arabic speakers with no or little knowledge of the Persian language. In addition Meybodi reports the use of a Venezuelan security outfit sent recently by Hugo Chavez to protect Ahmadinejad and Khamenei since they no longer trust Iranian security personnel. Interestingly in the broadcast debates before the upheaval, Mehdi Karoubi had been puzzled by the amount of aid Ahmadinejad had sent to Hugo Chavez, he asked Ahmadinejad: "Please tell me what has Iran gained in return for all the aid and all your visits to Venezuela"
The following video shows a man claiming that the Basij militia who invaded and vandalized the apartment building where he lives spoke Persian with an Arabic accent.
Usually in foreign policy circles the use or entering of foreign troops into any land signals a greater strife, and usually heralds war. This information is in the least disturbing, Iran's sovereignty has been compromised, and will cause a dangerous imbalance in the geopolitics of the middle east. The use of Palestinians goes back to before the 1979 revolution when Yasser Arafat had flown militias to help in the street killings of the Islamic revolution. Arafat received billions of dollars from Khomeini after the victory of the Islamic revolution.
Will governments of the world stand by while the people of Iran are massacred and crushed into subservient domination by world terror.
Time for action.
Labels: Arab, Foreign troops, Hussein Ashmar, Oman, Palestinian, Somalia, Sudan, Syria, Venezuela, Yasser Arafat, Yemen
Saturday, June 27, 2009
We Shall Overcome ما پیروز میشیم
Unfortunately bloodbath has been a recurrence for thirty years under the Islamic republic and every peaceful gesture has been met with exponential violence. Although at this point I believe the only solution is to rise in armed defense against fascism, I find the following handbook very interesting: "From Dictatorship to Democracy" By Gene Sharp (Persian translation) از دیکتاتوری به دموکراسی
Labels: From Dictatorship to Democracy, Gene Sharp, IRAN, Joan Baez, Victory, از دیکتاتوری به دموکراسی
Tuesday, June 23, 2009
Demonstration & shots fired on Hafte Tir Square
Monday, June 22, 2009
Destiny is in Reach
I recommend you watch it full in screen mode.
Power To The People from Jimmy Misinformed on Vimeo.
Iran in early stage of a revolution, Professor Jonathan Adelman, Josef Korbel School of International Studies, University of DenverIran is in "Early Stage" of New Revolution, Professor Says from EUXTV on Vimeo.
Tough road lies aheadImage of the Basij murderer who shot scores on Monday June 15th 2009
Labels: Ayatollah, Downfall, IRAN, Revolt
Tuesday, April 14, 2009
Partners in Crime: Nokia and Siemens Help Islamic Republic Spy on Citizens
Washington Times: Fed contractor, cell phone maker sold spy system to Iranhttp://washingtontimes.com/news/2009/apr/13/europe39s-telecoms-aid-with-spy-tech/
In a joint venture, Nokia and Siemens help Islamic Republic of Iran install leading technology surveillance systems, on the other hand the joint venture sponsors World Wildlife Fund to save animals. These criminal collaborators confirm that Iranian people are not only facing the Islamic fascists at home, we also have foreign enemies that have more concerns about animals' welfare than for human beings.
Shameful, disgraceful, criminals.
Update June 22nd 2009:
Iran's Web Spying Aided By Western Technology
http://online.wsj.com/article/SB124562668777335653.html#mod=rss_Today%27s_Most_Popular
Labels: Nokia, Phone tap, Siemens, surveillance, WWF
Tuesday, January 20, 2009
Appetite for Alcohol in Islamic Repubic
2007-February: Iranian Alcohol Smuggling from Claudio von Planta on Vimeo.
Labels: Alcohol, Kurd, Smuggling
Monday, December 22, 2008
Republic of horror
Labels: Amir Farshad Ebrahimi, Hezbollah, Quds Force, Terror
Wednesday, October 29, 2008
1983 CIA Report: Khamenei & Rafsanjani: Rivals for Power in Iran


















Labels: CIA, declassified, IRAN, Khamenei, Rafsanjani, Tehran
Tuesday, August 12, 2008
Daiee Jan, you are my hero
Thursday, March 27, 2008
Ebrahim Yazdi refuses to talk to VOA

Dr. Ebrahim Yazdi, now in the USA and getting ready to speak at a Columbia University forum this Friday March 28th 2008, has refused to speak to Voice of America's Persian news service. In response to the offer Yazdi has written an attack pointed at VOA in the daily Ettemad (questionable name) which is transcribed below:
مطلب زير نوشته ابراهيم يزدي خطاب به گردانندگان صداي امريکا است که آن را در نقد برنامه هاي اين شبکه خبري نوشته است. ابراهيم يزدي اکنون در امريکا به سر مي برد و نقد خود را که بخش اعظم آن چاپ شده است، پس از آن نوشت که حاضر به مصاحبه با اين رسانه خبري نشد.
متاسفانه شيوه اطلاع رساني تلويزيون صداي امريکا از محدوده تعاريف پذيرفته شده براي يک رسانه خبري خارج شده است. بنابر استانداردهاي رايج اطلاع رساني، شأن يک رسانه خبري، حفظ بي طرفي در انتقال و پخش مطالب و اخبار است که با رفتار رسانه ارگان يک حزب سياسي - ايدئولوژيک تفاوت دارد.
در مقام پاسخگويي ممکن است استدلال شود که «صداي امريکا» رسانه دولت امريکا است و با بودجه آن دولت، اداره مي شود و سياست هاي دولت امريکا تلاشي در راستاي پنهان سازي مخالفت و ضديت خود با انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي ايران ندارد و صداي امريکا لاجرم رسانه يي است با اولويت هاي معين در راستاي نظرات و برنامه هاي دولت امريکا و غير از اين هم نبايد انتظار داشت. در پاسخ به اين ايراد بايد گفت که آيا دولت امريکا علاوه بر خصومت با نظام جمهوري اسلامي ايران، اصراري دارد که سياست هاي خود را در تعارض با باورهاي عمومي و منافع ملي ملت شريف ايران نيز معرفي کند؟ ما حداقل در دو محور زير، سياستگذاري حاکم بر دولت امريکا و رسانه تلويزيون صداي امريکا را در تعارض با منافع ملي ايران ارزيابي مي کنيم؛
نخست؛ اسلام ستيزي
استفاده از امکانات رسانه يي و ميدان دادن به کساني که به باورها و اعتقادات ميليون ها ايراني توهين مي کنند، مساله قابل پذيرشي نيست. من هيچ گاه در شأن انساني و در چارچوب باورهاي ديني خود نمي يابم که درباره باورهاي ديني شما و همکاران تان تفتيش کنم. بنابر بديهي ترين اصول مندرج در اعلاميه جهاني حقوق بشر، هر کس در انتخاب دين و راه و روش زندگي اش آزاد است، از سوي ديگر نيز، مباني انديشه دموکراتيک، ما را به پذيرش اين اصل متعهد مي سازد که هيچ کس حق ندارد به بهانه اختلافات فکري و سياسي فردي، گروهي يا بين دولتي، به باورها و اعتقادات ديگران توهين روا دارد، مضافاً آنکه کساني که مورد توهين واقع مي شوند، اکثريت مطلق جمعيت کشوري با سابقه تمدني شش هزار ساله مانند ايران باشند. بنابراين ايراد و اعتراض ما، تنها متوجه سياست هاي اسلام ستيزانه «صداي امريکا» نيست، بلکه در واقع به سياست هاي اسلام ستيزانه دولت امريکا است.
ما دامن زدن به اختلافات فرقه يي، مذهبي و قومي را در تعارض با منافع و مصالح ملي کشورمان ارزيابي مي کنيم. خرد سياسي و تجربه تاريخي حداقل يکصد سال گذشته اين سرزمين، حکم مي کند که تنها با تغيير حکومت ها فرآيند تحقق دموکراسي تقويت نمي شود و از اين رو مخالفت و اعتراض ما به سياست ها و عملکرد حاکمان جمهوري اسلامي ايران به اين معنا يا با اين هدف نيست که آنها با هر وسيله ممکن بروند و گروه ديگري بر سر کار بيايد. هدف ما تحقق حقوق و آزادي هاي اساسي ملت مان و حفظ استقلال کشورمان است که اصيل ترين آرمان هاي انقلاب جنبش مشروطه و جنبش ملي شدن صنعت نفت ايران و انقلاب اسلامي 1357 نيز بوده است.
دوم؛ عدم رعايت بي طرفي
يک رسانه جمعي نبايد در پخش اطلاعات و ارائه خدمات خبري به مخاطبانش به ابزاري براي تسويه حساب هاي فردي و گروهي تبديل شود. متاسفانه در کارنامه برنامه سازان «صداي امريکا» بارها ديده شده است که آرا و مواضع سياسي افرادي را عليه افراد و گروه هاي ديگر به طور يکسويه منتشر کرده است، بي آنکه بيانگر دفاعيات يا اعلام نظرهاي طرف مقابل باشند يا حتي فرد مدعي را ملزم به ارائه سند و مدرک کنند. به عنوان نمونه چندي پيش در «صداي امريکا» گفته شد که مهندس بازرگان شخصاً دستور بستن دانشگاه ها را صادر کرده بود. اين يک ادعاي بي پايه است و هيچ حقيقتي در آن وجود ندارد. مصاحبه شونده محترم در آن برنامه در زمره کساني است که از آغاز نسبت به مهندس بازرگان و دولت موقت نظر موافق و مثبتي نداشت. البته مخالف بازرگان بودن قابل درک است ولي تحريف تاريخ چرا؟ اين مدعي اگر واقعاً سندي براي اثبات ادعايش دارد آن را منتشر کند.
نمونه ديگر پخش کردن ادعاها و ناسزاهاي برخي از هواداران «پهلوي ها» در مورد اعدام تيمسار رحيمي فرماندار نظامي تهران در روزهاي انقلاب است. اگر صداي امريکا لازم ديده است نظرات و مواضع مخدوش و ساختگي يک گروه سياسي را پيرامون رويدادي تاريخي منتشر کند بي طرفي و انصاف در اطلاع رساني به مخاطبان حکم مي کند که توضيحات کسي را که به ناحق مورد زشت ترين حملات و در واقع ترور شخصيت قرار گرفته است، براي شنوندگان و بينندگان برنامه هايش پخش کند و داوري نهايي را به صاحبان اصلي کشورمان يعني ملت ايران واگذارد. تبديل يک رسانه خبري به ابزار تسويه حساب هاي سياسي شخصي يا گروهي موجب بي اعتباري آن رسانه مي شود. بديهي است که براي رسانه يي با امکانات صداي امريکا حتي چنانچه فرد مورد توهين حاضر به مصاحبه مستقيم با آن رسانه نباشد، به جهت روشن ساختن برخي ابهامات تاريخي، بسيار آسان است که به طور غيرمستقيم و البته منصفانه پاسخ هاي فرد را از ساير منابع تهيه کند و در اختيار مخاطبان خود قرار دهد و در اين موارد نيز تاکنون توضيحات فراواني از سوي اينجانب ارائه شده است.پخش گزارش هاي ساختگي که پايه آنها بر دروغ و تهمت بنا نهاده شده باشد سودي به حال سازندگان و پخش کنندگان آنها ندارد. يک ضرب المثل فارسي مي گويد؛ «چراغ کذب را نبود فروغي.» اگر قرار بود که کسي يا گروهي با دروغگويي، تهمت و پرونده سازي به جايي مي رسيد يا بقاي قدرتي تضمين مي شد، تاريخ شاهد فروپاشي و نابودي هيچ يک از نظام هاي استبدادي مدعي مردم محوري نبود. کساني که خود را «پهلوي طلب» مي دانند و نه «مشروطه خواه»، در قبال اعتراف محمدرضا شاه که خطاب به مردم ايران گفت «صداي انقلاب تان را شنيدم»، چه پاسخي دارند. اما گويي اين مدعيان هنوز آن را نشنيده اند و باور نکرده اند.
واقع امر آن است انقلاب را که مبتني بر خواست ملي اکثريت مطلق ايرانيان و ناشي از مشکلات نظام پهلوي و بحران هاي عميق سياسي، اجتماعي و حتي اقتصادي آن دوران بود، نمي توان زير سوال برد. اينکه از ياد ببريم يا بي توجه باشيم که عملکرد حاکميت در نظام سابق چه بود و حتي شاه برخلاف نص قانون اساسي مشروطه حکومت مي کرد و نه سلطنت و مجالس شوراي ملي فرمايشي ايجاد مي کرد، تشکيلات مخوف ساواک مستقيماً زير نظر ايشان اداره مي شد و هر صداي مخالفي را درهم مي شکست و سرکوب مي کرد و صدها معضل ديگر که بحث جداگانه يي را مي طلبد، امروز نه تنها دردي از طرفداران نظام پهلوي را حل نمي کند که ملت ايران را از دستيابي به حقايق مسلم تاريخي بازمي دارد و چنانچه تاريخ را چراغ راه آيندگان بدانيم، با لاپوشاني مشکلات گذشته و توجيه حاکميتي که تا بدان جا فاسد بود و خودکامگي روا داشت که ملت ايران را يکپارچه عليه خود برانگيخت، ملت ايران را در تاريکي و ناآگاهي قرار داده که بديهي است که اين مشي برخلاف مصالح و منافع ملي ايران است.
چنين رفتارهايي از سوي «صداي امريکا» ممکن است موجب جلب توجه برخي از افراد شود و دل خيلي از دردمندان و معترضان را به اصطلاح خنک کند. اما در درازمدت محصولي در راستاي منافع ملي، تقويت فرآيند دموکراسي و تحقق حقوق و آزادي هاي اساسي ملت ما نخواهد داشت
By the way is any Iranian news reporters or individuals going to be present at the Columbia forum? Would he answer any questions? Or would he just sulk and slam them in an article the next day.
Labels: BITTER OLD MAN, Columbia, Ebrahim Yazdi, IRAN, Nehzat Azadi, Rahimi, VOA



